دیگر حساب نمیکنم چند روز گذشته. چه فرقی دارد؟ روزها بیشتر از همیشه کش میآیند و عقربه های ساعت قدیمی خانهمان، شبیه آخرین سربازان شکست خورده یک ارتش، پایشان را روی زمین میکشند و راه میروند. احساس
صد و خورده ای روز از قرنطینه گذشته. دلتنگ شدم. احساسات کمرنگ و پررنگ شدند. عاشق شدم. شک کردم. دور شدم و نزدیک. دوره های افسردگی داشتم. نگران شدم و نگران ام شدند. بی دلیل سرِ ناهار زیر گریه زده بودم. ب